هر روانشناس مبتدی و تازه کاری در آغاز فعالیت خود با مشکلات و موانع مشخصی مواجه می شود که در صورت آگاهی و شناخت از این مشکلات و موانع ، روند پیشرفت وی به مراتب سرعت بیشتری خواهد گرفت و همای موفقیت خیلی زودتر از موعد بر شانه هایش خواهد نشست. در این مجال به چند نمونه مهم از این موارد می پردازیم :
● اضطراب روانشناس
با شروع کار درمانی و پیش از تثبیت مهارت های شغلی و شکل گیری تسلط بالا در امر مصاحبه ، تشخیص ، درمان و پیگیری های بعدی ، روانشناسان به نسبت ویژگی های فردی خود کمابیش دچار اضطراب و استرس می شوند که این اضطراب اثرات منفی خود را در مراحل مختلف درمان نشان می دهد. علل اصلی این اضطراب خصوصا در جلسه مصاحبه به شرح زیر می باشد :
1- عدم تبحر و تجربه کافی درمانگر
2- ترس از عدم همکاری مراجع
3- ترس از طرح موضوعات و سوالاتی که درمانگر قادر به پاسخگویی نباشد
4- ترس از جواب های گستاخانه و توهین مراجع
5- اضطراب در اثر کشیده شدن بحث به صحبت های تابو و ناپسند جامه که درمانگر خود با آنها مشکل دارد.
از نشانه های ظاهری اضطراب روانشناس در جلسه مصاحبه می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1- پرحرفی وی در جلسه
2- قطع کردن مدام صحبت های مراجع
3- قضاوت و تشخیص به دفعات زیاد و زودهنگام
4- و در نهایت به رخ کشیدن اطلاعات کاری خود برای اثبات توانایی و تبحر خود به مراجع
● عدم اعتماد به نفس شغلی در مبتدی ها
در بسیاری موارد یک تصور رایج در ذهن روانشناسان جوان مشاهده می شود و آن این موضوع است که مراجعان ، روانشناسان جا افتاده تر و مسن تر را بیشتر به عنوان یک فرد کارآزموده و صاحب تبحر قبول دارند تا یک روانشناس جوان را. گاهی این تصور ، درونی سازی می شود و امر بر خود روانشناسان جوان هم مشتبه می شود که ایشان در برابر تجربه و مهارت های روانشناسان قدیمی تر به زانو در می آیند و حرفی برای گفتن ندارند. البته بر هیچکس اهمیت تجربه و تأثیر برخورد با موارد متنوع مراجعان در طول سالیان دراز در کسب مهارت های مؤثر در قدیمی ترها پوشیده نیست و کسی هم منکر این واقعیت نیست که دیدگاه مراجعان درباره کادر درمانی مانند اکثر مشاغل نسبت به مسن ترها یک سوگیری مثبت بزرگ دارد ؛ ولی در اینجا باید به نکته جالبی که در تحقیقات گسترده و صاحب اعتبار و پایایی قابل توجه در آمریکا کشف شده است اشاره کنم و آن مقایسه نتایج درمانی روانشناسان جوان در مقایسه با با تجربه ها و مسن تر هاست که هیچ برتری قابل توجه و معنی داری به سود روانشناسان قدیمی نشان نداد و در کمال تعجب در برخی رویکرد های درمانی کفه ترازو به نفع جوانتر ها و مبتدی ها سنگین تر بود . در حال حاضر با توجه به کسب نتایج مشابه این تحقیقات در نقاط دیگر دنیا اهمیت انگیزه ، انرژی ، پشتکار و تمایل بیشتر به موفقیت در مبتدی ها بیشتر از سابق به عنوان موارد مؤثر در موفقیت در نظر گرفته می شوند.
● احساس مسؤولیت شدید در قبال پیشرفت و بهبودی مراجع
یک روانشناس تازه کار تمایل شدید به ایجاد تغییر سریع و ناگهانی و در اصطلاح احالی این حرفه به بینش ( (Insight رساندن مراجع دارد. این تمایل در هر جلسه درمانی خود را به این صورت نشان می دهد که روانشناس در تلاشی نسبتا بیهوده سعی می کند مراجعش را با دست پر و با انبوهی از اطلاعات و نظریات درمانی و حدس های متعجب کننده به خانه بفرستد. این بمباران اطلاعاتی که از آرمان گرایی خام جوانی و میل به موفقیت سریع اما نسنجیده نشأت می گیرد تقریبا همیشه باعث کندی روند درمان و حتی نیمه تمام ماندن آن می گردد. در این میان صبر و حوصله و واقع بینی و استفاده از تجربیات قدیمی ترها در تعدیل این ناهماهنگی و جوش و خروش بیهوده مؤثر واقع می افتد.
در کل همیشه ادغام صبر و حوصله و واقع بینی با احساس مسؤولیت به مقدار کافی به پیشرفتی واقعی و ماندگار در احوالات مراجع می انجامد.
● عجله برای موفقیت
اگر جریان درمان خوب پیش برود روانشناس مبتدی خوشحال می شود و اگر به کندی و سختی و طاقت فرسا پیش برود خیلی زود ناامید و خسته می شود و مثل آغاز کار با دل و جان در برابر مراجعش پاسخگو نیست و دچار انواع یش داوری های منفی می شود و یا روند درمان را نیمه کاره رها می کند یا آنرا به همکار دیگری می سپارد. آنچه در این میان در اثر این تعجیل در موفقیت به صورت نشانه های قابل مشاهده در روند درمان خود را آشکار می سازد عبارتند از :
1- تفسیر بیش از حد و اندازه
2- تجزیه و تحلیل نامناسب و با دقت پایین
3- عوض کردن موضوع به دفعات زیاد
4- گیج شدن مراجع در اثر انواع و اقسام نظریات و تشخیص های متفاوت که مدام تغییر می کنند
● نتیجه کلام
آگاهی روانشناس مبتدی از اضطراب خود و پذیرش آن به عنوان ایستگاهی در مسیر رشد و بلوغ کاری ، قدم بزرگی در رسیدن به آرامش و کاهش اشتباهات متداول در ابتدای راه دارد. تواضع و فروتنی و از بین بردن نگرش منفی نسبت به خود و اعتماد کافی و البته واقع بینانه به اطلاعات و روش های درمانی خود ( البته در کنار مطالعه و کسب تجربه ) قدم بزرگ بعدی در رشد و بلوغ شغلی روانشناسانی دارد که تازه پا به عرصه روانشناسی گذاشته اند و جویای موفقیت ماندگار هستند.
نکته مهم بعدی در مسیر یشرفت و رهایی از خطاها و اشتباهات متداول ، کسب تجربیات مفید از روانشناسان کهنه کار و صاحب تجربه می باشد که البته با وجود احساس نیاز به یادگیری و پذیرش ضعف ها و نقاط کور در مهارت های حرفه ای از طرف روانشناسان جوان ، جامه عمل می پوشد. این حس که من باید به عنوان یک روانشناس تا پایان عمر خود را دانشجو فرض کنم و در طلب مطالب تازه از یکنواختی و کهنگی بپرهیزم ، شاید بهترین کلید موفقیت در همه شاخه ها و خصوصا در بخش بالینی باشد .
ما باید آگاه باشیم که هدیه کردن سلامتی و شادکامی و رفع مشکلات مراجعان در وهله نخست با محبت ، توجه ، همدلی و صمیمیت و در وهله بعدی با مقداری روش صحیح امکان پذیر خواهد شد.
منبع:
رضا آشتیانی
منابع :
1- روانشناسی بالینی ، دکتر سعید شاملو
2- کاربرد روان درمانی ، دکتر سعید شاملو
3- روانشناسی بالینی فیرس ، مهرداد فیروزبخت
-
چهارشنبه 27 آبان 1388
5:38 AM
نظرات(0)
به گزارش پايگاه اينترنتي بي بي سي اين تحقيق که با مشارکت دو هزار و 217 مرد 70 تا 51 ساله و همچنين سه هزار و 100 زن انجام گرفته است، ارتباطي ميان تنش با ابتلا به بيماري قند در زنان پيدا نکرده است.
محققان سوئدي نتيجه تحقيقات خود را در مجله "طب ديابت" چاپ کرده اند و در آن آورده اند که تنش رواني ممکن است بر تنظيم هورمون ها توسط مغز تاثير بگذارد. 10 سال پيش محققان از مرداني که قند خون آنها در حد نرمال بوده است درباره ميزان فشارهاي رواني آنها از جمله اضطراب، بي خوابي و افسردگي سوال کردند بعد از هشت تا 10 سال قند خون آنها را آزمايش کردند. مرداني که بيشترين تنش روحي داشته اند بيش از دو برابر مرداني که تنش کمتري داشته اند به بيماري ديابت مبتلا شده بودند.
تحليل بيشتر نتيجه تحقيقات نشان داد که اين ارتباط مستقل از ساير عوامل، از جمله سن، وزن بدن، سابقه ديابت در خانواده، مصرف سيگار، فعاليت جسماني و طبقه اجتماعي و وضع مادي بوده است.
پرفسور آندرس اکبوم، از موسسه کارولينسکاي سوئد، گفت که پيش از اين محققان ارتباط ميان افسردگي و امراض قلبي را کشف کرده بودند و به ارتباط ميان افسردگي و ديابت نيز مشکوک شده بودند. او گفت: "ممکن است اين ارتباط نتيجه تاثير تنش رواني بر تنظيم هورمون ها توسط مغز باشد، چون افسردگي روي رژيم غذايي فرد و همچنين فعاليت بدني او اثر منفي مي گذارد."
پرفسور اکبوم، افزود که زنان و مردان معمولا از استراتژي هاي متفاوتي براي تحمل تنش رواني استفاده مي کنند که ممکن است تفاوت در تاثير استرس بر قند خون را توضيح دهد: "زنان به طرق مختلف علائم تنش و افسردگي خود را ابراز مي کنند در حالي که مردان کمتر حاضرند اذعان کنند که چنين احساساتي دارند و معمولا با مشروب خواري و مصرف مواد مخدر و ديگر رفتارها اين نوع احساسات را سرکوب مي کنند."
خواب پريشان خطر ابتلا به ديابت را افزايش مي دهد
مطالعات قبلي نشان داده بود که ميان ديابت و کمبود خواب ارتباط وجود دارد اما بر اساس تحقيق ديگري محققان آمريکا نيز مي گويند خواب پريشان مي تواند خطر ابتلا به بيماري ديابت را افزايش دهد. تيم محققان دريافت که تعدادي داوطلب پس از چند شب بدخوابي، به خاطر بيدار شدن در اثر صداي بلند درست در هنگام فرو رفتن به خواب عميق، نسبت به انسولين مقاومت نشان دادند.
اين ناتواني بدن در عدم تشخيص علائم انسولين به بالا رفتن سطح قند خون، افزايش وزن، و در نهايت ابتلا به ديابت نوع دوم منجر مي شود. مطالعات قبلي نشان داده بود که ميان ديابت و کمبود خواب ارتباط وجود دارد.
همچنين از قبل معلوم بود که عميق ترين خواب، موسوم به خواب موج-آرام، به تغييراتي در بدن که بر متابوليسم تاثير مي گذارد مربوط است. براي آزمايش کردن تاثير کيفيت خواب بر کنترل گلوکوز خون، 9 مرد و زن سالم ابتدا براي دو شب متوالي تحت نظر قرار گرفتند تا الگوهاي عادي خواب در آنها مشخص شود. سپس براي سه شب متوالي پس از آن، محققان آنان را هر گاه به خواب عميق فرو مي رفتند با صداي بلند بيدار کردند. البته در اين مدت ميزان خواب آنها در مجموع ثابت ماند.
پس از تزريق گلوکوز به داوطلبان و اندازه گيري ميزان قند خون و واکنش انسوليني آنان در ساعات روز، محققان دريافتند که حساسيت هشت نفر از آنها در مقابل انسولين کمتر شده است.
دکتر ارسا تاسالي، سرپرست تحقيقات، گفت که افزايش موارد ديابت نوع دوم نگران کننده است و مهم است عوامل آن به خوبي درک شود. وي گفت: "ما قبلا نشان داده بوديم که محدود کردن مقدار خواب در افراد بالغ اما جوان تحمل بدن در برابر گلوکوز را پايين مي آورد." "داده هاي جديد نشان مي دهد که نه تنها کاهش ميزان خواب، بلکه افت کيفيت خواب نيز در خطر ابتلا به ديابت نقش دارد."
-
چهارشنبه 27 آبان 1388
5:33 AM
نظرات(0)
1) ما مسلمانها چون گوشت خوک نمیخوریم، آنفلوآنزای خوکی نمیگیریم؟ کافی است دستمان با چیزی تماس پیدا کند که ویروس روی آن نشسته باشد. آنوقت اگر دست آلودهمان را به دهان، بینی یا چشممان بزنیم، ویروس منتقل میشود. 2) علائم آنفلوآنزای خوکی، وحشتناک است؟ اتفاقا علائمش خفیف است: تب، سردرد، سرفه، گلودرد، خستگی، کوفتگی بدن و آبریزش بینی. اما طول میکشد و به درمانهای رایج جواب نمیدهد. 3) اگر واکسن آنفلوآنزا بزنیم، در مقابل آنفلوآنزای خوکی هم ایمن میشویم؟ اینطور نیست. ویروس آنفلوآنزای خوکی، ویروس جدیدی است که از تلفیق سه نوع ویروس آنفلوآنزای انسانی، مرغی و خوکی به وجود آمده است. بنابراین واکسنهای متداول آنفلوآنزا زورشان به این ویروس نمیرسد. تولید یک واکسن موثر برای این بیماری نیز طبیعتا چند ماه طول میکشد. 4) تا وقتی خطر آلودگی به این ویروس وجود دارد، باید دور تمامی سفرهای خارجی را خط کشید؟ البته اگر میخواهید به مکزیک یا بقیه کشورهای مبتلا بروید، بهترین توصیه این است که نروید! ولی اگر مجبورید به کشوری در مجاورت یکی از این کشورها سفر کنید، این دو توصیه را فراموش نکنید: شستشوی مکرر دستها و استفاده از ماسکهای تنفسی. 5) آنفلوآنزای خوکی از بیماریهای پُر سر و صدای قبلی (ابولا و آنفلوآنزای مرغی و سارس) خطرناکتر است؟ نه! آنفلوآنزای خوکی آنقدرها مرگبار نیست، ولی بدیاش این است که از انسان به انسان سرایت می کند که سارس با همه وحشتی که ایجاد کرده بود، هرگز به آن نرسید. با این حال، سارس در حد فاصل سالهای 2000 تا 2003 بیش از 770 نفر را کشت و بیش از 10 برابر این تعداد را هم مبتلا کرد. آنفلوآنزای مرغی هم که لابد یادتان هست؛ میلیونها مرغ را قربانی کرد و جان 250 انسان را در 12 کشور دنیا گرفت. 6) خطر آنفلوآنزای خوکی از خطر یک آنفلوآنزای ساده هم کمتر است؟ این هم یعنی افتادن از آن طرف بام! میانگین سنی قربانیان آنفلوآنزای خوکی در مکزیک، بین 25 تا 45 سال است؛ در حالی که آنفلوآنزای ساده معمولا کودکان، سالمندان و بیمارانی را قربانی میکند که دارای سیستم ایمنی ضعیف باشند. ضمن این که این آنفلوآنزا جدید است، هنوز درمان قطعی و واکسن موثری ندارد و همهگیریاش در گوشه و کنار جهان رو به افزایش است. پس قطعا خطرناکتر از یک آنفلوآنزای ساده است. دکتر محمد کیاسالار روزنامه جام جم

-
شنبه 23 آبان 1388
5:11 AM
نظرات(0)
آنفلوآنزا و عوارض آن سالانه باعث مرگ و میر هزاران نفر در سراسر جهان می شود ولی علیرغم سرمایه گذاری های عظیم تحقیقاتی، هنوز این بیماری كنترل نشده است. اگر چه امروزه واكسن هایی بر ضد آنفلوآنزا ساخته شده و در دسترس است، ولی هر چند سال یك بار نوع جدیدی از آنفلوآنزا پیدا می شود و چنان بسرعت گسترش می یابد كه قبل از هر گونه اقدامی موجب همه گیری جهانی می شود و زندگی میلیون ها نفر را به خطر می اندازد. وحشتناك ترین همه گیری جهانی آنفلوآنزا در قرن بیستم مربوط به آنفلوآنزای اسپانیایی بود كه در سال 1918 در حدود 40 میلیون نفر را به كشتن داد؛ یعنی بیش از آمار كل كشته شدگان جنگ جهانی اول. از آن سال به بعد تا حدود دو دهه پیش ، به طور متوسط هر 15- 10 سال ، یك همه گیری جهانی آنفلوآنزا رخ داده است . این بیماری تقریبا در هر زمستان با وسعت و شدتهای مختلفی شایع می شود. علائم معمول سرماخوردگی مثل سرفه و گلو درد كه معمولاً پس از فروكش كردن علائم فوق آشكارتر می شوند. آنفلوآنزا معمولاً برعكس سرماخوردگی ، شروع ناگهانی دارد و علائم بیماری مثل تب ، سردرد و درد عضلات به طور ناگهانی در فرد ایجاد می شود. این بیماری حدود 6-5 روز هم طول می كشد و سپس بهبود می یابد. ولی گاهی از اوقات هم سبب ایجاد عوارضی می شود كه شایع ترین آنها ذات الریه یا عفونت ریه است . ذات الریه ممكن است دراثر عفونت ریه یا خود ویروس رخ دهد و یا این كه به دنبال ضعف بدن پس از ابتلا به آنفلوآنزا توسط باكتری ها ایجاد شود و یا این كه تركیبی از هر دو باشد. افراد دچار بیماری های مزمن قلبی ، عروقی و ریوی بیشتر مستعد ابتلاء به این عارضه هستند. واكسن باید در اوایل پاییز یعنی قبل از شیوع آنفلوآنزا تجویز شود و به منظور حفظ ایمنی در برابر انواع جدید ویروس آنفلوآنزا هر سال تكرار شود. بیمار می تواند از داروهایی نظیر استامینوفن برای كاهش تب، سردرد و درد عضلانی استفاده كند. توجه داشته باشید كه مصرف آسپرین در افراد زیر 18 سال ممكن است منجر به اختلال عصبی شدید شود. بنابراین ازمصرف آن در كودكان اجتناب كنید. از آنجا كه تب، باعث تعریق زیاد و خشك شدن آب بدن می شود ، بیمار باید آب ، آبمیوه و نوشیدنی های بیشتری دریافت كند. در مواردی كه سرفه ها شدید و آزار دهند ه هستند، مصرف دارو توصیه می شود. استفاده از نوشیدنی های شیرین و گرم اثر بسیار خوبی دارد. مصرف سیگار باعث بدتر شدن علائم بیماری آنفلوآنزا می شود. توصیه می كنیم از محیط هایی كه پر از دود سیگار است، اجتناب كنید. بیماران دچار تب بالا و درد عضلانی باید در بستر استراحت كنند. این كار نه تنها سبب بهبود علائم آنها می شود، بلكه ما را از انتشار نیافتن ویروس توسط بیمار مطمئن می كند. - آنتی بیوتیك ها بر ضد ویروس آنفلوآنزا تاثیر ندارد، ولی برای درمان عوارض آنفلوآنزا مثل ذات الریه به كار می رود. - دو داروی آمانتادین و ریمانتادین هم بر ضد ویروس آنفلوآنزا در دسترس است.این داروها فقط در مقابل ویروس آنفلوآنزا نوعA فعالیت دارند و در صورتی كه طی 48 ساعت اول پس از شروع بیماری مصرف شوند، طول دوره بیماری را كاهش می دهند. مصرف این داروها تنها با دستور پزشك مجازاست.
آنفلوآنزا چیست؟
آنفلوآنزا بیماری تنفسی حاد است. كه عامل آن ویروس آنفلوآنزا است. این ویروس انواع مختلفی دارد كه عبارت اند از: ویروس آنفلوآنزا نوع A،B وC كه دایماً تغییر شكل می دهد و به همین دلیل است كه ساخت واكسن برای آن آسان نیست. تغییرات ویروسی آنفلوآنزا بویژه هنگامی خطرناك تر می شوند كه دو ویروس مختلف با یكدیگر تركیب شوند و یك ویروس جدید را به وجود آورند كه از پایه و اساس با ویروس های قبلی متفاوت است . ویروس های جدید معمولاً به نام محلی كه اولین بار در آن جا مشاهده شده اند، معروف می شوند. ویروس آنفلوآنزا از طریق ذرات تنفسی هنگام عطسه و یا سرفه و حتی از طریق دست آلوده منتقل می شود.
علائم آنفلوآنزا:
خیلی از مردم ، آنفلوآنزا را با سرماخوردگی اشتباه می گیرند. این دو بیماری تشابهات بسیاری با هم دارند، ولی تفاوت هایی هم بین آنها وجود دارد . در یك سرماخوردگی معمولی، بیمار ممكن است احساس ناخوشی و خشونت در گلو داشته باشد و دچار آبریزش یا گرفتگی بینی و سرفه شود؛ ولی علائم شایع آنفلوآنزا عبارت اند از : دوره های تب و لرز شدید ، سردرد و درد عضلات، ضعف و بیحالی .

راه پیشگیری از آنفلوآنزا :
روش عمده پیشگیری از آنفلوآنزا، استفاده از واكسن آنفلوآنزا است ؛ ولی همان طور كه قبلا اشاره كردیم، ویروس آنفلوآنزا مرتبا تغییر شكل می دهد و بنابراین باید واكسن های جدید بر ضد آنفلوآنزا تولید شود . واكسیناسیون در برابر آنفلوآنزا در همه افراد بزرگتر از 6 ماه كه در معرض خطر ابتلاء به آنفلوآنزا و عوارض آن هستند، اهمیت دارد. این افراد عبارت اند از: افراد مسن، افرادی كه سیستم ایمنی بدن آنها ضعیف است ، بیماران مبتلا به بیماری های مزمن قلبی ، عروقی و ریوی و...
راه درمان :
در واقع درمان های مورد استفاده در آنفلوآنزا تنها به منظور بهبود علائم بیمار كاربرد دارد . اكثر این بیماران به استراحت در بستر نیاز دارند. هنگامی كه فردی دچارآنفلوآنزا می شود، باید به نكات زیر توجه كند.
-
شنبه 23 آبان 1388
5:03 AM
نظرات(0)
سازمان بهداشت جهانی در خصوص شیوع گسترده بیماری مهلك آنفلوآنزای خوكی هشدار داد.
بیش از هزار و 300 نفر از مردم مكزیك به ویروس آنفلوآنزای خوكی آلوده شده اند و طبق هشدار سازمان جهانی بهداشت احتمال شیوع گسترده این بیماری وجود دارد.
آنفلوآنزای خوكی تا کنون باعث مرگ 81 نفر در مکزیک شده است.
به گزارش شبكه خبر به نقل از خبرگزاری آلمان، مقام های سازمان بهداشت جهانی در بیانیه ای احتمال شیوع این بیماری را به رغم اقدامات كشورهای آمریكای لاتین مانند نیكاراگوئه، كلمبیا و برزیل درخصوص كنترل فرودگاه ها، مسافران و كالاها كه از مكزیك وارد این كشورها می شود، مطرح كردند.
این در حالی است كه برای جلوگیری از گسترش ابتلا به آنفلوآنزای خوكی، مدارس، موزه ها و سایر مراكز تجمعات در شهر مكزیكوسیتی تعطیل شده و میان مردم این شهر ماسك توزیع شده است.
فیلیپه كالدرون، رئیس جمهوری مكزیك به مسئولان وزارت بهداشت این كشور اجازه داد بیماران و مسافران آلوده به ویروس آنفلوآنزای خوكی را از سایرین جدا كنند و برای جلوگیری از شیوع این بیماری وارد اتوبوس ها و منازل شوند.
مسابقات فوتبال در شهر مكزیكوسیتی در ورزشگاه های خالی از تماشاگر برگزار شده است و مردم این شهر صف های طویلی را مقابل داروخانه ها برای دریافت دارو تشكیل داده اند.
سازمان بهداشت جهانی كه مقر آن در ژنو است، دیروز با صدور بیانیه ای در خصوص بروز اوضاع اضطراری در سطح بین المللی ابراز نگرانی كرد و به جهانیان هشدار داد.
خوزه انگل كوردووا وزیر بهداشت مكزیك نیز اعلام كرد: شیوع نوع جدید از بیماری آنفلوآنزا موسوم به آنفلوآنزای خوكی در این كشور در یك ماه گذشته باعث مرگ 81 نفر شده است.
وی افزود: تمام مدارس شهر مكزیكوسیتی و منطقه اطراف آن و همچنین ایالت سن لوئیس پوتوسی تا روز ششم ماه می(16 اردیبهشت) برای جلوگیری از شیوع این بیماری تعطیل خواهند بود.
مقامات بهداشتی آمریكا در ایالت كانزاس در مركز این كشور تائید كردند، در این ایالت دو تن در اثر ابتلا به آنفلوآنزای خوكی، از بین رفته اند.
آنفلوآنزای خوکی (swine flu) یک بیماری تنفسی و ناشی از ویروس آنفلوآنزای نوع A است که باعث شیوع آنفلوآنزا در میان خوک ها می شود.
ویروس آنفلوآنزای خوکی به طور طبیعی انسان ها را آلوده نمی کند، اما مواردی از آلودگی انسان ها به ویروس آنفلوآنزای خوکی و انتشار انسان به انسان نیز اخیرا گزارش شده است.
از ماه مارس سال 2009 تعدادی از موارد ابتلای انسانی با گونه جدیدی از ویروس آنفلوآنزای A خوکی به نام H1N1 در مکزیک و چند ایالت آمریکا از جمله کالیفرنیا و تگزاس گزارش شده است.
به گفته کارشناسان، این نوع جدید ویروس قابلیت انتقال انسان به انسان را دارد، اما هنوز معلوم نیست که آیا انتقال انسان به انسان این ویروس آن قدر ساده هست که یک همه گیری جهانی (پاندمی) آنفلوآنزای خوکی را به وجود آورد یا نه.
چنین همه گیری جهانی ممکن است به مرگ میلیون ها نفر بینجامد، چرا که بدن انسان ها قدرت دفاعی لازم برای مقابله با این ویروس جدید را ندارد.
احتمالا انتقال این ویروس از راه سرفه و عطسه افراد آلوده رخ می دهد.
این نوع جدید (A) ویروس آنفلوآنزای خوکی، ترکیبی از ویروس های آنفلوآنزای خوکی، آنفلوآنزای انسانی و آنفلوآنزای حاد پرندگان است.
به نظر می رسد داروهای موجود ضد ویروس آنفلوآنزا، تامیفلو(Tamiflu) و رلنزا(Relenza)، بر این گونه جدید ویروسی موثرند.
علائم آنفلوآنزای خوکی در میان انسان ها به علائم آنفلوانزای انسانی یعنی تب، سرفه، گلودرد، سردرد، احساس سرما و خستگی شباهت دارد. برخی از افراد نیز پس از مبتلا شدن به این بیماری، دچار اسهال و استفراغ می شوند.
* بینی و دهان تان را هنگام عطسه یا سرفه با دستمال کاغذی بپوشانید. دستمال کاغذی را پس از مصرف، دور بیندازد.
* دستهای تان را به خصوص پس از عطسه و سرفه، با آب و صابون بشویید. در صورت عدم دسترسی به آب و صابون، استفاده از دستمال ها یا ژل های ضدعفونی کننده دست که حاوی الکل هستند، نیز موثر است.
* از دست زدن به چشم ها، بینی یا دهانتان پرهیز کنید، زیرا ویروس بوسیله ی دست آلوده شما به درون بدن تان منتقل می شود.
* سعی کنید با افراد مبتلا به آنفلوآنزا تماس نزدیک نداشته باشید.
شبکه خبر
همشهری آنلاین
مراقب شیوع آنفلوآنزای خوكی باشید
آنفلوآنزای خوکی چیست؟
علائم آنفلوآنزای خوکی
برای پیشگیری از انتقال این ویروس می توان این اقدامات را انجام داد:
-
شنبه 23 آبان 1388
5:03 AM
نظرات(0)
باني استريچ، مردي كه شغل و سمت
عالي وي سرانجام به بيماري قلبي او منجر شد، چنين مي نويسد: «هيچ چيز ارزش زندگيتان
را ندارد، حتي شغلتان
!»
با نگاهي به عكسهاي عصبي و رنگ پريده توني بلر، نخست
وزير بريتانيا در روزنامه ها، با صداي بلند مي گويم: «اگر بر زندگي خود ارج مي نهي،
حرفه خود را ترك كن.» گفته هاي پزشكان مبني بر وخيم نبودن شرايط جسماني او و اين كه
بيماري قلبي وي زندگي اش را تهديد نمي كند از نظر من اهميت چنداني ندارد
.
توني بلر ممكن است فرد سالمي باشد كه تغذيه مناسبي دارد و در استعمال دخانيات
زياده روي نمي كند، اما تحت فشار شديد قرار دارد و در اين مورد به وي هشدار داده
شده است
.
شايد اگر مشابه حادثه اي كه براي من رخ داد براي شما نيز رخ دهد، به
همه دارايي خود به جز شلغتان قانع خواهيد بود! من متقاعد هستم كه استرس(فشار رواني
)
حاصل از حرفه و مقام بلند پايه من به عنوان يك سرمايه گذار موفق نقش بسيار بزرگي در
آگاه كردن من از خطر داشت و اكنون ديدگاه خود را نسبت به زندگي به طور كامل تغيير
داده ام. كار كردن سخت در شرايطي كه تحت فشار رواني قرار داريد مشكل آفرين است
.
مطمئن هستم كه توني بلر نيز مانند بسياري از مردان ديگر خود را فردي كاملاً سالم
فرض مي كند. اما دستگاه اصلي كه در ادامه زندگي ما نقش دارد و چگونگي مواظبت از آن
را به فراموشي سپرده ايم و گمان مي كنيم كه شكست ناپذير هستيم و هيچ حادثه اي براي
ما رخ نخواهد داد
.
فعاليت مخاطره آميز
چهل ساله هستم. بيماري
قلبي ام از پنج ماه پيش آغاز شد. پيش از آن در شغل خود ريسك هاي بزرگي مي كردم و
به اصطلاح لقمه هاي بزرگ تر از دهان برمي داشتم. به طوري كه درآن واحد بيش از ده
معامله تجاري انجام دادم، بدون آنكه به مثبت بودن نتيجه آن اطمينان داشته باشم
.
گرچه سعي كردم با كاهش سفرهاي تجاري به خارج از كشور كمي از سنگيني بار روي دوش خود
بكاهم، اما به طور مستمر در ورطه نگراني بودم. من روزي چند سيگار مي كشيدم، هر نوع
غذايي را كه در دسترس بود با عجله صرف مي كردم. اما بر اين عقيده هستم كه مخرب ترين
عامل در ايجاد بيماري قلبي من استرس بود
.
تصور من بر اين بود كه هنوز از شرايط
جسماني مطلوبي برخوردارم و با جلوگيري از افزايش وزن، مراجعه روزانه به ورزشگاه و
ملاقات گاه و بيگاه پزشك موجب تسكين استرس حاصل از مشاغل خود مي شوم. فشار خون،
كلسترول و تاريخچه خانوادگي من همگي در وضعيت مطلوبي قرار داشتند. مرتباً با همسرم
ساني و دو پسر ۱۲ و ۱۵ ساله خود به تعطيلات مي رفتيم و زندگي شاد و مجللي در خانه
بزرگ خود واقع در شهر كينگستون انگلستان داشتيم. بنابراين من با شتاب زياد به مشاغل
مختلف رسيدگي مي كردم و تنها موضوعي كه به ذهنم خطور نمي كرد اين بود كه قلبم بيمار
باشد
.
زندگي من در يك روز صبح يكشنبه در ماه مه سال جاري به طور كامل تغيير كرد
.
صبح با احساس بسيار خوبي از خواب برخاستم. به تازگي به محل جديد نقل مكان كرده
بوديم و شب گذشته تا نزديكي صبح ورود به خانه جديد را با دوستان جشن گرفته بوديم
.
آن روز من و ساني بچه ها را به پرستار سپرديم و خانه را ترك كرديم. تصميم داشتيم
وسايل جديد آشپزخانه را از فروشگاه تهيه كنيم
.
علائم اوليه
در انتظار يكي از
فروشندگان بوديم كه در قفسه سينه خود كمي احساس ناراحتي كردم. احساس درد نبود، بلكه
احساسي شبيه كشيده شدن يكي از ماهيچه ها. اين درد هشداري براي من نبود، چون ما
هنگام اسباب كشي جعبه هاي سنگين را جابجا كرده بوديم و آن را دليل اين درد فرض
كردم
.
وقتي به طرف اتومبيل بازگشتيم، افزايش شدت درد مانند اين بود كه مسئله جدي
است. با اين وجود با خود فكر كردم كه: «هرچه هست نمي تواند از قلبم باشد، چون من
فقط چهل سال دارم.» اما احساس عجيبي به همراه سرگيجه داشتم و اتفاقاتي كه در بدنم
رخ مي داد مرا به شدت عصبي كرده بود. يادآوري آن برايم خنده آور است، اما به طرف
ساني برگشتم و گفتم: «من بايد خداحافظي كنم، به گمانم امروز آخرين روز زندگي ام
باشد!» ساني وحشتزده رانندگي اتومبيل را به عهده گرفت و با سرعت به سوي نزديكترين
مركز درماني رفتيم. وقتي وارد بيمارستان شديم، پزشكي كه در بخش پذيرش ايستاده بود
با مشاهده دستم كه روي سينه ام قرار داشت مرا مستقيماً به اتاق اورژانس برد. حدود
چهار ساعت آنجا بودم و پس از گرفتن نوار قلب و تجويز دارو وضعيتم مطلوب اعلام شد
.
اولين كاري كه پس از بازگشت به اتومبيل انجام دادم كشيدن سيگار بود. آن روز عصر
احساس درد در دست چپ و بالاي قفسه سينه ام شروع شد، گويي ماهيچه هايم در هم پيچيده
باشند. بنابراين با پزشك عمومي تماس گرفته و خواهش كردم كه مرا در منزل ملاقات كند،
اما وي نپذيرفت و گفت براي آسيب ديدگي ماهيچه- چيزي كه من هنوز باور داشتم- بيمار
را خارج از مطب خود ملاقات نمي كند. او استفاده از مسكن ها را توصيه كرد كه من آن
را انجام دادم. صبح روز بعد احساس بهتري داشتم و مجدداً جعبه ها را جابه جا كردم
.
اما هنگام صرف ناهار از شدت درد تقريباً فرياد مي كشيدم و ساني مرا با اتومبيل به
بيمارستان كينگستون رسانيد. پس از مطالعه نوار قلب و آزمايش خون اولين چيزي كه
پزشكان اظهار داشتند اين بود كه «ما نمي توانيم باور كنيم كه بيمارستاني كه ديروز
به آن مراجعه كرديد شما را مرخص كرده است. ضربان قلبتان نامنظم بوده و شما دچار
سكته قلبي خفيفي شده ايد كه به نظر مي رسد ديروز اتفاق افتاده است.» با اين اوصاف
در بيمارستان بستري شدم. انواع داروهاي جلوگيري از لخته شدن خون و اسپري زيرزباني
تري نيترات براي انبساط شريانهاي منقبض شده تجويز شد و يك عمل آنژيوپلاستي روي قلبم
انجام گرفت و بدين ترتيب سه هفته در بيمارستان بستري بودم
.
پس از تأثير مطلوب
درمان احساس بهتري داشتم، اما مي دانستم كه با وجود آنكه چهل ساله هستم، بايد
زندگي ام را به طور كامل تغيير دهم. سيگار را ترك كرده و تمام غذاهاي پرچرب را از
رژيم غذايي خود حذف كردم. من هميشه از خوردن سالاد نفرت داشتم، اما اكنون از آن
لذت مي برم. پياده روي روزانه به مدت نيم ساعت به من توصيه شد كه آن را به طور مرتب
انجام مي دهم
.
هشدار پزشكان
گرچه همه اين تغييرات اهميت زيادي داشتند،
پزشكان به خصوص در مورد استرس (فشار رواني) زياد، ساعات طولاني كار و نگراني مداوم
هشدار دادند. شايد در ظاهر فردي آرام بودم، اما هميشه نگراني در مورد معاملات،
كارمندان، خانواده، منزل، اتومبيلها و هر چيز ديگر همراه من بود. توصيه پزشكان اين
بود كه استرس و فشار زندگي خود را به حداقل رسانيده و اهميت سلامتي و خانواده خود
را ارجحيت بنهم. «نگراني را از خود دور كن» جمله اي است كه توسط پزشكان تكرار
مي شود كه در گفتار بسيار آسانتر از عمل است. تنها راه رهايي از نگراني فرار از
موقعيتهاي استرس زاست
.
پس از آنكه دچار حمله قلبي شدم، به برادرم كه چهل و شش
سال دارد هشدار داده شد كه وي نيز ممكن است در معرض خطر بيماري قلبي قرار داشته
باشد. بنابراين هموسستئين خون او- ماده اي شيميايي موجود در خون كه به وسيله استرس
افزايش مي يابد و نمايانگر خطر سلامتي شريانهاست- مورد آزمايش قرار گرفت. در حال
حاضر وي سالم به نظر مي رسد، اما براي جلوگيري از خطر بيماري قلبي شيوه زندگي خود
را به نحو بهتري تغيير داده است
.
بيماري قلبي توني بلر خفيف اعلام شده است، اما
به نظر من اين گفته قطعاً يك هشدار است. براي من غيرقابل تصور است كه فردي با
دارابودن چنين وظيفه سنگيني قادر باشد شب هنگام با آرامش سر بر بالين بگذارد. او
حتي در طول تعطيلات با خانواده خود قادر نخواهد بود ذهن خود را از مسائل آسوده
سازد. توصيه من اين است كه هيچ چيز ارزش زندگيتان را ندارد، حتي مقام عالي
نخست وزيري
...
چگونه استرس (فشار رواني)
موجب بيماري قلبي مي شود؟
فردي
ظاهراً سالم به نظر مي رسد. او ورزش مي كند، از مصرف سيگار خودداري مي كند و رژيم
غذايي متعادلي دارد. پس دليل بيماري قلبي او چيست؟
مهمترين عامل بيماري قلبي
افزايش هموسستئين در خون مي باشد كه معمولاً مورد آزمايش قرار نمي گيرد. ميزان اين
ماده در خون نه تنها به وسيله استرس افزايش مي يابد، بلكه ارتباط محكمي با فروخوردن
غضب دارد. همچنين استرس زياد موجب از بين رفتن منيزيم معدني مي شود كه از علائم
اصلي آن آريتمي دهليزي قلب است. تركيب هموسستئين بالا و منيزيم پائين خطر حمله قلبي
را تا هشت برابر افزايش مي دهد. نوشيدن قهوه به مقدار زياد ميزان هموسستئين خون را
افزايش داده و در عين حال موجب كاهش منيزيم مي شود. بنابراين به افرادي كه به
حرفه هاي استرس زا اشتغال مي ورزند توصيه مي شود كه رژيم غذايي خود را با مصرف
منيزيم، اسيد فوليك و ويتامين
B12
تكميل نمايند. افزايش مصرف دانه ها و سبزيجات
تيره مانند اسفناج، بروكلي و لوبيا براي اين افراد مفيد است
.
چگونه قلب خسته و
فرسوده مي شود؟
دكتر مارك پورتر مي نويسد: عليرغم وجود حجم زياد كار، قلب در
شرايط نرمال بيمار نمي شود. اما معمول ترين مشكلي كه قلب دچار آن مي شود ضخيم شدن
ديواره رگهايي است كه ديواره ماهيچه اي قلب را تغذيه مي كنند. استعمال دخانيات،
ديابت، عدم ورزش، كلسترول بالا و رژيم غذايي نامناسب همگي موجب تشديد اين بيماري
شده و با باريك شدن رگها موجب خطر مي شوند. حمله قلبي زماني رخ مي دهد كه خون در
بخش هاي باريك شده رگها لخته شده و موجب عدم تغذيه ماهيچه قلب شود. اين حمله قلبي
درد شديد ايجاد كرده و باعث ايست فعاليت الكتريكي طبيعي قلب براي ايجاد ضربان منظم
مي شود كه در نهايت موجب انقباض مرتعش قلب يا ايست قلبي شده و منجر به مرگ حتمي
مي گردد، مگر اين كه ضربان قلب سريعاً به حالت نرمال بازگردد. در برخي موارد عمل
پمپ قلب به سختي صورت مي گيرد، بدون آن كه مشكلي در ضربان قلب وجود داشته باشد
.
اين پديده مضر نيست، اما گاهي به شدت به كارآيي قلب آسيب مي رساند، به طوري كه در
افراد مبتلا به بيماري جدي فشارخون (كه موجب افزايش فشار، روي ديواره قلب مي شود
)
خطر ايست قلبي وجود دارد. از علائم اين بيماري را خستگي، عدم دفع مايعات بدن و تنگي
نفس مي توان نام برد
.
مزاياي تمرينات ورزشي ايروبيك (هوازي
)
كاهش تمرينات
ورزشي در دهه بيست سالگي ممكن است به ما آسيبي نرساند. اما اگر اين تمرينات را به
طور مرتب انجام دهيم، در دوران كهنسالي كمتر در معرض خطر بيماري قلبي قرار خواهيم
گرفت
.
بهترين تمرينات ايروبيك پياده روي و دوچرخه سواري هستند. مدت زمان اين
تمرينات بايد تا حدي باشد كه كمي موجب ريزش عرق بدن و تنگي نفس شود. اين تمرينات سه
روز در هفته به مدت ۳۰ دقيقه ايده آل هستند
.
تمرينات ايروبيك از اهميت زيادي
برخوردارند. زيرا عضلات فعال بدن مانند قلب، كه مركز جريان خون است، نياز به مقدار
زيادي اكسيژن دارند. اين تمرينات ورزشي موجب افزايش نياز قلب، شش ها، گردش خون و
همچنين ماهيچه هاي بدن به اكسيژن مي شود. بنابراين هر قدر تمرينات ورزشي را بيشتر
انجام دهيد، فعاليت قلب و شش ها افزايش يافته و كارآيي گردش خون در بدن بيشتر خواهد
بود
.
قلب سالم با تغذيه مناسب
مصرف زياد چربيهاي اشباع شده (كره، پيه، گوشت
قرمز، تخم مرغ، شير پرچرب، پنير و ماست پرچرب) براي سلامتي قلب مضر است. حال آن كه
چربيهاي غيراشباع (انواع روغنها مانند روغنهاي زيتون، آفتابگردان، سويا، دانه
انگور، بادام زميني و كنجد) مناسب تر هستند. مصرف روزانه حداقل پنج قطعه ميوه و
سبزيجات، آنتي اكسيدانهاي مورد نياز بدن را تأمين مي كند. آنتي اكسيدانها در حقيقت
سلاح مناسبي براي جلوگيري از بيماريهاي قلبي هستند
.
منبع: نشريه
گلف نيوز
-
چهارشنبه 20 آبان 1388
11:21 AM
نظرات(0)
تالاسمي يك واژه يوناني است كه از دو كلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرفته شده است و به آن آنمي مديترانهاي يا آنمي كولي و در فارسي كم خوني ميگويند. تالاسمي يك بيماري همولتيك مادرزادي است كه طبق قوانين مندل به ارث ميرسد . اولين بار يك دانشمند آمريكايي به نام دكتر كولي در سال ١٩٢٥ آن را شناخت و به ديگران معرفي كرد . اين بيماري به صورت شديد (ماژور) و خفيف (مينور) ظاهر ميشود. اگر هر دو والدين داراي ژن معيوب باشند به صورت شديد يعني ماژور (Major) و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشد به صورت خفيف يعني مينور (Minor) ظاهر ميشود. تالاسمي براي كساني كه نوع (مينور) را داشته باشند، مشكل ايجاد نميكند و آنها هم مثل افراد سالم ميتوانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خيلي مراقب باشند. اما برعكس اين بيماري حداكثر آزار خود را به بيماران نوع ماژور ميرساند. تالاسمي چگونه منتقل ميشود؟ اگر يك زن و شوهر هر كدام داراي نوع كم خوني خفيف (مينور) تالاسمي باشند، هر يك از فرزندان آنها ٢٥ درصد احتمال ابتلا به تالاسمي ماژور (كم خوني شديد) را داشته و ٥٠ درصد احتمال تالاسمي مينور و ٢٥ درصد ممكن است سالم باشند. علائم و عوارضي كه تالاسمي در بيماران ايجاد ميكند در نوع ماژور تالاسمي (كم خوني شديد) هموگلوبين خون غيرطبيعي به نام F يا جنيني افزايش يافته و هموگلوبين قرمز خون كاهش پيدا ميكند، كودكي كه اين بيماري را در خود دارد كم خون است و اين كم خوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري او ميشود. بنابراين به علت پايين آمدن مداوم خون، بيمار مجبور است مدام خون تزريق كند و در اثر تزريق خون كه داراي مقدار زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين (گلبولهاي قرمز) و آزاد شدن آهن ميشود ، ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافتهاي عمده بدن چون؛ قلب، كبد، طحال و ... رسوب ميكند و سبب ايجاد مشكلات ديگري ميشود كه تنها به كمك آمپول دسفرال ميتوان از تجمع آهن جلوگيري كرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن، موجب بروز مشكلات اقتصادي در خانوادهها ميشود. پس اگر در اثر عدم و يا سهل انگاري، تالاسمي به خانواده شما قدم گذاشت، هيچ جاي فرار نيست. راهاي پيشگيري از تالاسمي ١- انجام آزمايش خون از نظر كم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 ) ٢-انجام آزمايش روي جنين در هفتههاي اول حاملگي در دوران بارداري. با يك آزمايش ساده ميتوانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد. تالاسمي در ايران تالاسمي در ايران حضور تاسف باري دارد و در حدود سي هزار نفر اين بيماري را در خود دارند و هر سال به اين تعداد نيز اضافه ميشوند . تالاسمي در ابتدا چند ماه خود را پنهان ميكند و بعد از مدتي مادران ميبينند كه كودك آنها زرد، ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر ميبرند بعد از آزمايش، دكتر به مادر خانواده ميگويد تالاسمي هم همراه كودكش به دنيا آمده است. كساني كه در ايران تالاسمي با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند. گروه اول مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم ميباشند. گروه دوم بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده ميشود و خون تزريق مينمايند؛ اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نميكنند. گروه سوم كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده ميشود، تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت ميدارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت. گروه چهارم بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشتهاند، احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر ميباشد ، اميد است با اتكا به خداوند تبارك و تعالي در آيندهاي نه چندان دور در اثر پيشرفت هاي علمي، تالاسمي هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته ريشه كن شود. كنترل و درمان بيماري مهمترين راه درمان تالاسمي، تزريق مداوم خون است. اگر بعد از آزمايش هموگلوبين، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ١٠ است، فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد. اگر ديرتر اقدام كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوانها ميسازند، تغذيه كند و خونسازي استخوانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت ميشود و در آن هنگام تالاسمي، قيافه وحشتناك خود را نشان ميدهد و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان ميكند . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوانهاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد. اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن خون فرزندتان است. آهن، بافتهاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن، شما بعد از آزمايش آهن خون (فريتين) كودكتان، اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد، ديگر با تزريق دسفرال به وسيله سرنگ در عظله نميتوانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد. پمپ دسفرال دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ٨ الي ١٢ ساعت آمپول را در زير پوست ناحيه شكم و يا عضلات بازوي بيمار تزريق ميكند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس به وسيله ادرار دفع ميشود. همانطور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب ميشود و مرگ آنان را تسريع مي كند. طحال برداري تالاسمي روي طحال بيمار خود نيز تاثير ميگذارد. گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غيرطبيعي داشته باشند، زودتر از موعد مقرر (١٢٠ روز عمر طبيعي گلبول قرمز ميباشد) از بين ميروند. گورستان و محل تخريب گلبولها، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه به علت بزرگي و يا فقط پركاري طحال، نياز به خون بالا ميرود و يا اينكه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري سريعا پايين ميافتد در آن صورت تصميم ميگيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج شود. ولي سن ايدهآل بالاي ٥ سال است. زيرا در سنين پايين تر خطر بيماريهاي عفوني مهلك وجود دارد؛ بنابراين حتي در سنين بالاتر از ٥ سال كه طحال برداري انجام ميگيرد، واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايد درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد. اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود، بيماران ميتوانند مثل هر انسان ديگري سالها زندگي كنند. امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند. شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . پدران و مادران نيز بايد معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارساييهاي بيشتر جلوگيري شود. بايد با دقت و حوصله در امر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد؛ در صورت طحال برداري مصرف قرص پنيسيلين و تزريق واكسن پنوموكك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است. لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه، چشم، گوش، غدد و ... مورد معاينه قرار گيرد. مشكلات يك بيمار تالاسمي ١- ضعف جسمي و رشد كم. ٢- مشكلات ناشي از تزريق خون و درد آن . ٣- تزريق مداوم دسفرال (DESFERAL) و صرف هزينه بالا. ٤- تغيير شكل و رشد ناهنجار جمجمه و بروز مشكلات رواني . ٥- نگراني حقيقي از آينده بيمار.
-
چهارشنبه 20 آبان 1388
11:18 AM
نظرات(0)
راه هاى درمان آلرژى فصلى پرسش: هر بهار آلرژى فصلى من شروع مى شود چه دارويى بايد مصرف كنم؟ كدام يك از دارو ها بهترند؟ آيا براى خارش چشم هايم بايد از قطره استفاده كنم؟
دكتر جيم متيراندو
ترجمه: على ملائكه
پاسخ: گرچه اين آلرژى ها در فصل هاى بهار و پاييز بارزتر هستند، اما در هر فصلى از سال ممكن است رخ دهند و باعث عطسه و سرفه شوند. آلرژ ى هاى فصلى ناشى از واكنش بدن به مواد آلرژى زايى مانند گرده گياهان، كپك ها و پوسته هاى بدن حيوانات خانگى است، كه همه آنها باعث التهاب پوشش داخلى بينى و آزادى مواد هيستامينى مى شوند و در نتيجه عطسه، خارش چشم ها و آبريزش و احتقان بينى به وجود مى آورد. در كودكان مبتلا به آلرژى والدين ممكن است علايم فرزندانشان را با سرماخوردگى هاى طول كشيده اشتباه كنند. كودكان دچار آلرژى اغلب «كبودى ناشى آلرژى» يعنى حلقه هاى تيره اى در زير چشم هايشان دارند و ممكن است مداوماً بينى شان را بمالند. اغلب آلرژى ها تنها مزاحمت اندكى ايجاد مى كنند؛ اما آنها مى توانند آسم را تشديد كنند، اغلب معالجه آلرژى آسم را هم تخفيف مى دهد. خوشبختانه دارو هاى ضدآلرژى بسيارى در دسترس هستند. بسيارى دارو هاى ضدحساسيت آنتى هيستامينى ارزان تر و قديمى تر كه بدون نسخه مى توانيد از داروخانه تهيه كنيد از جمله دارو هايى مانند كلرفنيرامين، كلماستين، ديفن هيدرامين. البته اين آنتى هيستامين ها باعث ايجاد خواب آلودگى مى شود و اين امر مصرف آنها را محدود مى كند. آنتى هيستامين هاى جديدتر مثل فكسوفنيدين، لوراتادين، ستريزين، كمتر خواب آلودگى ايجاد مى كنند و بنابراين بسيار پرطرفدارتر هستند. گرچه آنتى هيستامين هاى جديدتر ممكن است نسبت به دارو هاى قديمى تر موثر تر نباشند، اما چون معمولاً كافى است يك بار در روز خورده شوند مصرف آنها راحت تر است، البته گران قيمت تر هم هستند. در افرادى كه آلرژى هاى خفيف دارند، دارو هاى آنتى هيستامين خوب عمل مى كنند و تنها در موارد لزوم بايد مصرف شوند. افرادى كه علائم روزانه آلرژى آنها بيش از چندهفته به طول مى انجامد نياز به درمان پيشگيرى كننده بيشتر با يك اسپرى بينى كورتونى مثلاً بكلومتازون دارند، كه واكنش آلرژى را كاهش مى دهد و آزادى هيستامين _ ماده اى كه علائم حساسيت را به وجود مى آورد _ را متوقف مى كند. اسپرى هاى كورتونى بينى موثر ترين درمان آلرژى ها هستند. اين اسپرى ها نياز به مصرف آنتى هيستامين ها را هم كاهش مى دهند. اين اسپرى ها برخلاف آنتى هيستامين ها بايد به طور روزانه به كار برده شوند تا از علائم آلرژى جلوگيرى شود. اسپرى هاى كورتونى استنشاقى ندرتاً ممكن است عوارض چشمى مانند آب مرواريد (كاتاراكت) و آب سياه (گلوكوم) به وجود آورند. در حال حاضر يك داروى آنتى هيستامينى به صورت اسپرى بينى با نام Astelin هم به بازار آمده است اما به اندازه اسپرى هاى كورتونى موثر نيست. يك اسپرى بينى ديگر Nasalcrom هم وجود دارد ك به پيشگيرى از علائم آلرژى كمك مى كند اما آن هم به اندازه اسپرى هاى بينى كورتونى تاثير ندارد. اين اسپرى ها در موارد عدم تحمل دارو هاى استروئيدى و كورتونى تجويز مى شوند. دارو هاى ضداحتقان مانند سودوافدرين (با نام هاى تجارتى مختلف از جمله Sudafed) يا در تركيب با دارو هاى آنتى هيستامين _ آنتى هيستامين دكونژستانت (با نام هاى تجارتى مختلف مثلاً (Tavist-D و Calritin- D) به درمان علائم احتقان و پرخونى بينى كه باعث گرفتگى بينى مى شود كمك مى كنند، اما نمى توانند واكنش آلرژى زمينه اى را معالجه كنند. دارو هاى ضداحتقان را نبايد به طور طولانى مدت مصرف كرد چرا كه ممكن است بر فشارخون و دفع ادرار تاثير بگذارند. از مصرف قطره هاى بينى ضد احتقان مثل فنيل فرين (با نام هاى تجارتى مثل (Neosynpherine) خوددارى كنيد مگر هنگامى كه دچار درد سينوس باشيد، زيرا اين قطره ها در صورتى كه بيش از ۴ روز مصرف شوند باعث پرخونى واكنشى مخاط بينى و بد تر شدن گرفتگى آن مى شوند. داروى ضد آسم Singulair اخيراً براى درمان آلرژى هاى فصلى هم مورد استفاده قرار گرفته است. Singulair يك داروى ضد التهاب است، اما آن هم به اندازه اسپرى هاى بينى كورتونى موثر نيست. اين دارو را در افرادى كه آلرژى هاى شديد دارند مى توان به دارو هاى آنتى هيستامين و اسپرى هاى بينى كورتونى افزود. دارو هاى هومئوپاتى نيز در درمان بعضى آلرژى ها موثر بوده اند. موارد التهاب ملتحمه چشم ناشى از آلرژى كه باعث قرمزى، خارش و تحريك چشم مى شود را نيز اغلب مى توان با قرص هاى آنتى هيستامين يا اسپرى هاى استروئيدى يا كورتونى، درمان كرد. از ماليدن چشم ها خوددارى كنيد، زيرا اين كار باعث آزاد شدن بيشتر هيستامين و بد تر شدن خارش و قرمزى مى شود. اگر علائم چشمى بهبود نيافت از يك قطره چشمى ضد حساسيت مانند نفازولين (Ocuhist) به كار بريد كه بدون نسخه پزشك قابل تهيه است. بسيارى از بيماران براى تعيين ماده آلرژى زايى كه به آن حساسيت دارند تقاضاى انجام تست پوستى مى كنند. در تست پوستى دكتر پوست را با سوزن هاى كوچكى كه آغشته با آلرژى هاى متفاوت مثل گروه علف ها يا پوسته بدن حيوانات خانگى خراش مى دهند و سپس منتظر بروز واكنش پوستى مى مانند. در صورتى كه آنتى هيستامين ها و استروئيد هاى بينى به فرد كمك نكنند تست پوستى انجام مى شود تا با شناسايى ماده آلرژن، حساسيت زدايى نسبت به آن انجام گيرد. اين شيوه در ۵۰ درصد موارد موثر هست. روش حساسيت زدايى نياز به آن دارد كه بيمار هر دو هفته يك بار گاهى براى سال ها پزشك را ملاقات كند، تا ماده آلرژن تدريجاً به فرد تزريق شود، البته در اين شيوه درمانى ممكن است در موارد نادرى فرد دچار واكنش هاى حساسيتى شديد (آنافيلاكسى) شود. اما براى معدود افرادى كه آلرژى هاى شديد دارند و به دارو ها پاسخ نمى دهند منافع اين روش بر خطرات آن برترى دارد.
-
چهارشنبه 20 آبان 1388
10:57 AM
نظرات(0)
کم خونی فقر آهن چیست ؟
زمانى كه در خون به مقدار كافى گلبول قرمز وجود نداشته باشد، كم خونى اتفاق مى افتد. كار گلبول هاى قرمز حمل اكسيژن از ريه ها به همه قسمت هاى بدن است. كم خونى انواع گوناگونى دارد؛ كم خونى فقر آهن (IDA) شايع ترين نوع كم خونى در كودكان است. اين نوع كم خونى زمانى بروز مى كند كه آهن كافى براى ساختن گلبول قرمز در خون وجود نداشته باشد، مانند زمانى كه در غذاى فرد آهن كافى وجود ندارد و يا به دليلى خونريزى بيش از حد روى مى دهد.طبق برآوردهاى اخير سازمان جهانى بهداشت (WHO)، يك سوم جمعيت دنيا، يعنى حدود دو ميليارد نفر كه اكثر آنها در كشورهاى در حال توسعه زندگى مى كنند، احتمالاً به كم خونى فقر آهن مبتلا هستند.كم خونى فقر، آهن در هر سنى مى تواند بروز كند، اما بيشتر در كودكان نوپا و دختران نوجوان ديده مى شود. شيرخواران، كودكان نوپا، و نوجوانان به مقادير زياد آهن نياز دارند، زيرا نسبت به ساير دوره هاى زندگى، با سرعت بيشترى رشد مى كنند.
-
چهارشنبه 20 آبان 1388
10:52 AM
نظرات(0)
بروسلوز یا تب مالت یكی از شایعترین بیماری های مشترك بین انسان و حیوان است كه در كشور ما نیز شیوع فراوانی دارد. راه های مختلفی برای انتقال بیماری وجود دارد، اما مهمترین آنها مصرف شیر خام و فرآورده های لبنی آلوده غیرپاستوریزه است. پنیر تازه، خامه، كره، سرشیر، بستنی و آغوز از معمولی ترین راه های انتقال بیماری به انسان به شمار می آیند. تب مالت در میان دامها باعث سقط می شود و ترشحات رحمی در این حالت نیز از روشهای مهم گسترش باكتری در محیط است. در هنگام كمك به زایمان دام، بدون دستكش و تماس با جفت یا خون آلوده خطر ابتلای انسان به بیماری بسیار زیاد است.علایم بروسلوز عبارتند از:تب، لرز، تعریق، دردهای عمومی بدن، درد مفاصل بزرگ و ستون فقرات، افسردگی و ناراحتی های روانی دیگر. بی اشتهایی ضایعات پوستی و تكرر و سوزش ادرار نیز از دیگر علایم بیماری هستند.مهمترین راه برای كاهش شیوع بیماری واكسیناسیون دامها و شناسایی به موقع دامهای آلوده است.اما می توان با رعایت برخی نكات از انتقال بیماری به انسان پیشگیری كرد: ،خودداری از مصرف مواد لبنی غیرپاستوریزه. ،استفاده از دستكش، كلاه، عینك، ماسك و سایر وسایل حفاظت هنگام كشتار و زایمان دام. ،استفاده از ماسك و بستن دهان و بینی هنگام تمیزكردن محل زندگی دامها ،واكسیناسیون دامی، ایجاد قرنطینه دامی و كشتار دامهای آلوده ،دفن و به خصوص سوزاندن جنینهای سقط شده حیوانات
هرگونه گزش و گازگرفتگی را از سوی حیوانات اهلی(سگ، گربه، گوسفند، الاغ و اسب و...) و به خصوص حیوانات وحشی را باید به عنوان هاری تلقی كرده و نسبت به اقدامات بهداشتی درمانی لازم اقدام نمود. هیچ درمانی برای این بیماری ویروسی وجود ندارد و باید پس از گزیدگی به سرعت به مراكز درمانی مراجعه شود تا از پیشرفت بیماری پیشگیری شود.تمامی حیوانات خونگرم پستاندار نسبت به ویروس هاری حساسند، اما باز هم از بین بردن حیوانات ولگرد و واكسیناسیون حیوانات صاحبدار می تواند نقش مهمی در كنترل بیماری داشته باشد.اقدامات فردی لازم پس از گازگرفتگی عبارتند از: ،خارج كردن ویروس از محل زخم با شستشوی كافی به وسیله آب و صابون به مدت 5 تا 10 دقیقه كه می تواند تا 50 درصد از بیماری را پیشگیری كند. ،خارج كردن كف صابون از لابه لای زخم و ضد عفونی كردن آن با بتادین یا الكل ،مراجعه سریع به مراكز بهداشت شهرستانها برای انجام واكسیناسیون
عامل این بیماری انگل "اكی نوكوك" است كه چرخه زندگی خود را با عبور از بدن سگ و سپس حیوانات علف خوار و یا انسان كامل می كند. انسان از طریق خوردن سبزی ها و یا مصرف آب آلوده به انگل به بیماری مبتلا می شود. مدفوع سگ عامل آلودگی محیط است و تماس مستقیم با این حیوان نیز با افزایش خطر ابتلا همراه است. در مبارزه با این بیماری توجه به موارد زیر مهم است: ،كشتن سگهای ولگرد و معاینه دوره ای سگهای صاحبدار ،استفاده از دستكش هنگام پاك كردن سبزی و سپس ضد عفونی كردن آنها ،دفن یا سوزاندن اندامهای آلوده به كیست به منظور جلوگیری از دسترسی سگها
این بیماری ویروسی باعث بروز سردرد و تب در انسان شده و پس از چند روز خونریزی های گسترده ای را در زیر پوست بدن باعث می شود.این بیماری از طریق گزش كنه آلوده به انسان و حیواناتی از قبیل گاو، گوسفند و بز منتقل می شود. راههای پیشگیری از این بیماری عبارتند از: ،محافظت در برابر گزش كنه ها ،پرهیز از تماس مستقیم پوست و مخاط با خون، ترشحات، گوشت و احشای دام آلوده در حین ذبح
،نگهداری گوشت تازه در یخچال به مدت 24ساعت پیش از قطعه قطعه كردن آن ،استفاده از وسایل حفاظتی هنگام ذبح توسط قصاب ،ایجاد قرنطینه های دامی و جلوگیری از تردد دام از مناطق آلوده با تشكر از مركز بهداشت استان خراسان
-
چهارشنبه 20 آبان 1388
10:17 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



